تبليغاتX
زندگی من

زندگی من

گپ خودمونی در خصوص مشاهدات و تجربیات آقا ژیرس

نظرسنجي تابناك: براي ثبت در تاريخ

«تابناک» ضمن قدرداني و تشکر از احساس مسئوليت کاربران سايت نسبت به اوضاع سياسي کشور و شرکت در نظرسنجي درباره کانديداهاي مطرح‌شده براي انتخابات رياست‌جمهوري دهم، نتايج اين نظرسنجي را اعلام مي‌کند.

اين نظرسنجي که به مدت 72 ساعت براي اعلام نظر در دسترس بازديدکنندگان سايت قرار گرفته بود، با استقبال عمومي روبه‌رو شد و تعداد 54407 نفر در اين نظرسنجي شرکت کرده‌اند كه نتايج به دست آمده به شرح زير است:
 
سيد محمد خاتمي:     7 / 51 درصد
 ميرحسين موسوي:     8 / 23 درصد
 محمود احمدي نژاد:     1 / 15 درصد
      دولت ائتلافي:     8 / 6 درصد
      مهدي کروبي:     6 / 2 درصد

گفتني است، از تعداد افراد شرکت‌کننده در نظرسنجي حدود 5 درصد را کاربران خارج از کشور سايت تشکيل مي‌دهند.

ضمناً بايد توجه داشت که نتايج به دست آمده از اين نظرسنجي با توجه به سلايق مخاطبان «تابناک»، اگرچه بيانگر يک جامعه آماري نسبتاً وسيع و در برگيرنده سلايق مختلف است و طبيعتاً در جاي خود مي‌تواند مورد تحليل و بررسي قرار گيرد، اما به هيچ وجه مدعي اعلام نظر قطعي جامعه ايراني در انتخابات پيش رو نيست؛ چراکه شرکت در نظرسنجي مجازي (اينترنتي) عمدتا توسط افراد تحصيلکرده، نخبگان و عموم افرادي که دسترسي به شبکه اينترنت دارند، صورت مي‌گيرد و بديهي است که همه مردم به اينترنت دسترسي ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

اوباما چه گفت؟

صبح امروز اوباما در برابر كنگره امريكا سخنراني كرد. بخشي از صحبت هاي ايشون رو بازنقل مي كنم:

 امريكا دوباره ساخته خواهد شد، امريكا بهبود خواهد يافت و ايالات متحده امريكا با قدرتي بيشتر پديدار خواهد شد.

اولويت هاي بودجه اي كه در اين هفته تقديم كنگره خواهد شد:  انرژي، بهداشت و آموزش

اولويت هاي بودجه، بينش ايالات و نقشه آينده امريكا را ترسيم مي كنند

زمينه هاي مناسب جهت كاهش بيش از 2000 ميليارد دلار در هزينه هاي دولت طي ده سال آتي شناسايي شده است

به دليل برنامه هاي بازيابي اقتصادي و بودجه تخصيص يافته، تامين انرژي هاي تجديد شوند ظرف سه سال آتي در امريكا دو برابر خواهد شد (قيمت نفت چه خواهد شد؟)

تا سال ۲۰۲۰ بيشترين سرانه فارغ التحصيلان كالج مربوط به امريكا خواهد بود.

تنها راه حفظ قدرت اقتصاد امريكا سرمايه گذاري هايي است كه در بلند مدت شغل هاي بيشتر، صنايع گسترده تر و قدرت رقابتي در برابر جهان را براي امريكا به ارمغان بياورد...

( ادامه دارد )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

سخنگوي اخم آلود

جناب آقاي خاتمي آقاي خرازي رو به عنوان سخنگوي ستاد انتخاباتي خودشون برگزيده اند.

من موندم كه سيد مهربان و خوشروي ما چرا يك همچين آدم بداخلاقي رو به يه همچين كاري گمارده اند. سيد تجديد نظر لطفا.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

فارغ التحصيلي

امروز بعد يكسال و يك ماه و پنج روز از دفاع از تزم كارهاي فارغ التحصيلي ام تمام شد.

دانشگاه فخيمه فرمود دو ماه ديگه تشريف بيار براي گرفتن گواهي موقت. من گاهي تو كارهاي خودم مي مونم. خوب ك و ن گشاد زودتر مي رفتي دنبال كارات. من اگه زودتر اين مدرك بي صاحب ور تحويل شركت مي دادم حداقل ماهي ۵۰ تومن مي رفت رو حقوق كه با اين حساب پول سفر تركيه در ميومد!!!!!

اين رو گفتم تا دوستان عزيزم بدونن با چه موجودي طرف حسابن و غفلت هاي ناشي از تنبلي و ... گشادي منو به بزرگي خودشون ببخشن!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

اخلاق نسبي

سريال ۲۴ به قولي يك مكتب زندگيه!!!!!!

يكي از جذابيت هاي بيشمار اين سريال اونه كه بصورت دائم بينندگان خودش رو در معرض قضاوت قرار مي ده: اگه شما در موقعيت قهرمان داستان، جك باوئر قرار مي گرفتيد چه مي كرديد؟

همه ما - منطقا - با شكنجه مخالفيم. در تمامي ممالك متمدن براي حتي يك قاتل حقوقي قائل هستن از جمله حق برخورداري از وكيل و سكوت و ...

اما در برابر آدمي كه برنامه ريزي كرده عده زيادي بي گناه رو بكشه، قائل شدن حقوق انساني مي تونه اخلاقي باشه؟ باز هم منطقا جواب منفيه اما چه كسي مي تونه چنين قضاوتي بكنه؟ اگه اين حق - شكنجه- به همين بهونه در اختيار افرادي بيفته كه از اون سوء استفاده كنن تكليف چيه؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

رفتن يا ماندن: مساله اينست

جمعه شب بود و دور هم جمع شدن دوستان به مانند تمام هفته هاي گذشته.

آخراي وقت، بحث شيرين مهاجرت شد و شرايط فعلي دوستاني كه از جمع جدا شدن. اينكه كار خوبي كردن يا كار بدي... اينكه بايد رفت و يا اينكه بايد موند...

تمام دوستان با شدت مشغول دفاع از عقيده خودشون بودن... بعضا هم حرف هايي زده مي شد كه به نظرم خيلي با عمل ها همخوني نداشت!!!!...

 

من فقط يه چيز رو ميدونم. آدم هاي مختلف شرايط متفاوتي دارن، اولويت هاي زندگي آدم ها هم با هم متفاوته. پس تو اين زمينه - مهاجرت - نمي شه نسخه واحدي براي همه پيچيد.

اما تمايل به مهاجرت چيزي نيست كه بشه انكارش كرد. من جدا فكر مي كنم تمام آدم ها يا حداقل دوستاي دور و بر من به اين موضوع فكر كرده اند. زندگي توي يه شرايط كاملا متفاوت مي تونه جذابيت هاي خاص خودش رو داشته باشه.

اما مهاجرت تغيير بزرگيه و تغيير هميشه همراه با ريسكه. بعضي ها از ريسك و ماجراجويي لذت مي برن و بعضي ها از اون گريزانن.

آدم هايي كه مهاجرت مي كنن، به نظر من، حد بالايي از ريسك پذيري رو در وجود خودشون مي پذيرن و اين قابل تقديره...

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

دوستان بخريد!!!!!

بودجه سال ۱۳۸۸ تقديم مجلس شد. نكته قابل توجه در بودجه سال آينده انقباضي بودن آن، كاهش حجم واردات و همچنين رشد ۵۷ درصدي ماليات اخذ شده از مردمه.

پس اتفاقاتي كه مي افته گران شدن كالاهاي مصرفي و رشد تورم خواهد بود.

با توجه به كاهش و يك سوم شدن درآمدهاي دولت ازمحل فروش نفت، اين به اين معنيه كه عرضه ارز كاهش پيدا خواهد كرد. من واقعا فكر نمي كنم بشه تقاضا براي ارز رو كنترل كرد پس كاهش عرضه به ميزان قابل توجه و حفظ تقاضا به معناي افزايش قيمت ارز خواهد بود.

اين اتفاق بعد از انتخابات رخ مي ده. كم كم به فكر باشيد.

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

جالب

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. "نارسیس"

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.پرهایش را بزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم. "هلن کلر"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

توقف

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه ، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد . این مرد در عرض ۴۵ دقیقه ،شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت . از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود ، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند !

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد . از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد ، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد

یک دقیقه بعد ، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد

چند دقیقه بعد ، مردی در حالی که گوش به موسیقی سپرده بود ، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد ، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد ، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان او را به همراه می ‌برد . کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت ، مادر محکم تر کشید و کودک در حالی که همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود ، به همراه مادر به راه افتاد ، این صحنه ، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت ، تنها شش نفر ، اندکی توقف کردند . بیست نفر انعام دادند ، بی‌آنکه مکثی کرده باشند و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد . وقتی که ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد ، نه کسی متوجه شد . نه کسی تشویق کرد و نه کسی او را شناخت

هیچ کس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان ( جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است و نوازنده یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه و نیم میلیون دلار می‌باشد

جاشوا بل دو روز قبل از نواختن در سالن مترو ، در یکی از تئاتر های شهر بوستون ، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود

این یک داستان حقیقی است ، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی سلیقه و اولویت ‌های مردم بود

نتیجه : آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب ، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم ؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم ؟ آیا نبوغ و شگردها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم ؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش می تواند این باشد :
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است ، گوش فرا دهیم ، چه چیز های دیگری را داریم از دست می دهیم ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

اقتصاد - بدون شرح

cnn  - بخش اخبار اقتصادي امروز : تيم اقتصادي باراك اوباما براي نجات اقتصاد امريكا در حال آماده سازي يك طرح 1000 ميليارد دلاري هستند...

ياد و خاطره خودم - خسارت ايران از جنگ با عراق به 1000 ميليارد دلار بالغ مي شود...

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

ندانیم در چاهیم یا چاله

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 
گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

بهشت اجباري

عادت به روزنامه خوندن از بچگي در من نهادينه شده. عصرها هميشه منتظر بودم تا پدرم از سركار بياد و برام كيهان و اطلاعات بياره. سال ۶۲ ، ۶۳ روزنامه هاي خيلي محدودي چاپ مي شدن.

اين عادت باعث شده روزي حداقل نيم ساعت يه ورقي به همشهري و اعتماد ملي بزنم.

يادم مياد كه چند سال پيش يه خبر چاپ شده بود در خصوص زنداني شدن يك دختر توسط بستگانش و فرار اون به سفارت نروژ و خلاصه وساطت دولت ها و رفتن دختره!

واقعيت ماجرا رو بعد از چند سال از ايميلي كه عرفان عزيز فرستاد فهميدم!!!!

------------------

آیلار دیانتی

 فیلمهای پورنوگرافیک آیلار دیانتی دختر جوان ایرانی مقیم نروژ که با نام هنری "آیلار لی" وارد صحنه عکس و فیلمهای پورنوگرافیک شده است اینک تبدیل به پرفروش ترین در نوع خود در اروپا گردیده است.

 تصاویر این مدل برهنه ایرانی در مجلات پورنوگرافیک اروپایی چاپ شده و با قیمتهای گزاف بفروش میرسد و فیلمهای برهنه از او که وی در آنها به زبانی بسیار بی پروا و از جمله به فارسی به تشریح جزئیات در غالب سکس میپردازد در سطحی بسیار گسترده به فروش رفته, بر روی اینترنت در سراسر جهان منتشر گردیده و توسط کاربران بارگیری شده است.

 آیلار که متولد 12 فوریه سال 1984 در تهران است و 2۴ سال دارد در زمان کودکی به همراه خانواده اش به نروژ مهاجرت کرده است. در سال 2000 و در زمانی که آیلار فقط 16 سال داشت خانواده پدرش از وی برای دیداری از ایران دعوت بعمل آوردند. اما این دعوت در اصل حیله ای جهت کشیدن این دختر سرکش ایرانی به ایران و جلوگیری از برگشتش به اروپا بود. آیلار میگوید که در ایران خانواده اش وی را در منزلی حبس کردند و او حتی اجازه تلفن زدن, نامه نوشتن و یا خارج شدن از منزل را نداشته است. وی در مورد مدت اقامتش در ایران میگوید: "حاضر بودم بجایش در زندان باشم. این بدترین دوره زندگی ام بود."

 او مدت 18 ماه در ایران در حبس خانواده اش بود تا اینکه توانست با کمک سفارت نروژ در تهران از ایران خارج شود. او مستقیما به لس آنجلس نزد مادرخود رفت.

آیلار در حالی که تنها 18 ساله بود در لس آنجلس در چند فیلم سکسی بازی کرد. اما او که از زندگی در آمریکا و "محدودیتهای آن" راضی نبود تصمیم میگیرد که دوباره به اسکاندیناوی و "نروژ آزاد" بازگردد.

 فقط یک قدم فاصله تا ملکه زیبایی نروژ

آیلار در نروژ بسیار معروف شد. او از جمله بواسطه زیبایی مسحور کننده خود موفق گردید که به فینال مسابقات ملکه زیبایی نروژ راه یابد اما هنگامی که مطبوعات نروژ فاش نمودند او در چند فیلم سکسی بازی کرده است "کار خراب شد" و آیلار با وجود شانس زیادی که جهت برنده شدن داشت ناچارا از دور مسابقه خارج گردید. اطمینان همه بر این بود که چنانچه وی از دوره مسابقات خارج نمیگردید برنده سال مسابقه ملکه زیبایی نروژ میگردید. این افشاگری در مورد فیلمهای سکسی آیلار که در حین مسابقات ملکه زیبایی نروژ صورت گرفت جلب توجه بسیار زیادی در نروژ و خارج از آن داشت و توجه و چشم ها را بسوی آیلار زیبا و جوان و فیلمهای پورنوگرافیک بازی شده توسط او جلب کرد. او چنان موفقیتی کسب نمود که مطبوعات اروپا با استفاده از نام فامیل آیلار (دیانتی) بوی لقب "پرنسس دایانا از پرشیا" دادند. گفته میشود که آیلار بواسطه علاقه و جلب توجه شدید به او در اروپا و آمریکا تنها جهت قبول مصاحبه با مجلات مبلغی در حدود 30 هزار کرون برای هر مصاحبه دریافت میکند.

 فیلمهای "پورنوگرافیک" که آیلار در آن بای کرده است از بی پروا ترین در نوع خود است و در آمریکا , اروپا و دیگر نقاط دنیا به معرض فروش گذاشته شده است. تصاویر آیلار بعنوان زمینه تلفنهای موبایل و نیز بصورت تقویمهای دیواری در نقاط مختلف جهان بفروش میرسد و بخش "فنس" (طرفدارن) آیلار در وب سایت او بواسطه هجوم بیش از حد موقتا تعطیل شده است! بخشهایی از فیلمهای پورنوگرافیک آیلار توسط کاربران در اینترنت منتشر گردیده است. گفته میشود آیلار اولین مدل برهنه و بازیگر ایرانی در فیلمهای تمام پورنوگرافیک در جهان است...

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

بنزين - ماشين

چند شب پيش بعد از خوردن شامي لذيذ - كه مهمون دوست عزيزي بودم -  بالاتفاق به سمت سفره خونه حركت كرديم من باب تدخين قليون.

صحبت بر سر ماشين و ماشين بازي و بنزين شد. دوست دوست عزيزم كه صاحب يك سوناتاي ناقابل بود داشت از گرون خريدن بنزين شكايت مي كرد. با توجه به اينكه من از طرفداران سرسخت آزاد شدن قيمت بنزين هستم تصميم گرفتم مطلبي بنويسم در اين خصوص.

در خصوص بنزين گروه زيادي اعتقاد دارن قيمت بنزين بايد پايين بمونه. دلايلشون هم عمدتا به شرح زيره:

۱- قيمت ماشين در ايران بالاست

۲- ما نفت زيرپامونه پس چرا بايد بنزين رو گرون بخريم 

من اعتقاد دارم كه قيمت بنزين بايد واقعي بشه چون:

۱- قيمت پايين بنزين سبب بي توجهي در چگونگي مصرف خواهد شد. (رابطه تقاضا با قيمت كالا)

۲-اينكه ما نفت داريم دليل خوبي براي مصرف ارزون اون نيست. نروژ هم نفت داره اما بنزين رو به قيمت جهاني به مردم كشورش مي فروشه.

۳-قيمت بالاي ماشين در ايران به دليل تعرفه هاي سنگينيه كه دولت روي واردات گذاشته. اگه تعرفه واردات كم بشه خيلي چيزها درست مي شه. اما دولت به توليد خودرو به چشم يك مساله اشتغال زا نيگا مي كنه. در تمام كشورها براي واردات محصولات صنايع اشتغالزا تعرفه مي گذارن تا به نوعي از توليدات داخلي حمايت كنن. اينكه صنعت خودرو در ايران راه غلطي مي ره دليل خوبي نيست كه بگيم گرون كردن بنزين كار اشتباهيه. كار اشتباه رو نبايد با اشتباه جبران كرد.

۴-بنزين ارزون يعني دادن سوبسيد به خلق الله. به نظر من اين سوبسيد بصورت عادلانه بين مردم تقسيم نمي شه. به نظر من سوبسيد يعني فساد در توزيع

۵- اينكه ما نفت داريم، خوب داشته باشيم! همه ما پول داريم به هر نسبتي. آيا اگه كسي پول زياد داشته باشه بايد بي حساب و كتاب خرجش كنه؟ يا اينكه سعي مي كنه براي بچه هاش اون رو زياد كنه و نگه داره؟

اما راه چيه؟ به نظر من دولت بايد اول سيستم حمل و نقل عمومي رو ايجاد و بعد بنزين رو به شدت گرون كنه. الان دولت براي واردات بنزين درخواست ۵ ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي كرده. نصف اين مبلغ مي تونه سيستم حمل و نقل عمومي رو حسابي تجهيز كنه. در تهران و شهرهاي بزرگ مترو و در شهرستان هاي كوچك اتوبوس. اما فكر نمي كنم دولت اين كارها رو انجام بده!!!!!

چه بايد كرد؟ به نظر من راهش انتخاب فكر درست و سعي در ترويج اون هستش. بايد از دولتمون بخوايم كه راه درست رو بره. نوشتن در وبلاگ، صحبت با دوستان، پيغام در روزنامه و ... رو كه ازمون نگرفتن.

چاكر - ژيرس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

ناگفته ها

مدت زمان زيادي بود كه ننوشته بودم. ننوشتن به دليل وقت و حوصله نداشتن بود.

بي حوصله و نه بيكار پشت كامپيوتر نشسته بودم. گفتم يه چند خطي بنويسم.

* ناراحتم. از بي فرهنگي ملتي كه به اون تعلق دارم. از بي نظمي و وحشيگري جامعه. از اينكه چرا با داشتن اينهمه ثروت عده زيادي از افراد جامعه مثل سگ زندگي مي كنن و هميشه بدهكار خود و خانواده شون هستن. ناراحتم. عقب گرد جامعه آزارم مي ده. عقب گرد خودم رنجم مي ده.

** بارون پاييزي ديروز باعث شد در حدود ۲ ساعت و نيم تو ترافيك باشم. اين دفعه سعي كردم زياد به اعصاب خودم فشار نيارم. نشد كه نشد.

*** فكر كنم پاسپورت يكي از دوستام كه دستم بود رو گم كردم! خدا به خير بگذرونه

**** قرابت فكري با دوستام باعث تعجبه! محمد فيلم LORD OF WAR رو براي بار چندم ديده و من فيلم VAN HELSING رو. جديدا حوصله ديدن فيلم هاي جديد رو ندارم و دوباره ديدن فيلم ها رو ترجيح مي دم.

***** انتخاب شده اوباما به نظر من نشون دهنده اينه كه ملت امريكا ملت بزرگ و آزادين. يادمون باشه تا 50 سال پيش سياها حق راي نداشتن. انتخاب اوباما فرصت خوبيه براي بهبود شرايط كشور. اگر قدرش رو بدونن و بدونيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

پارتي بازي

امروز براي گرفتن اينترنت ADSL فرم يكي از شركت هاي معروف رو پر كردم. در كمتر از 30 دقيقه با من تماس گرفتن و بابت اينكه خطوط مركز ما تكميله و مشترك جديد نمي كيرن از من عذرخواهي كرد. ازش پرسيدم كه اگر دوست بلندمرتبه اي در شركت شما داشته باشم، مي تونين به من سرويس بدين در كمال صداقت گفت: " بله، حتما بي تاثير نيست!"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

اکثریت نادان ، و اقلیت خائن

 اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید  در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟

چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

شام خوري!

یه روز یه پسر جوان میره توی داروخانه و به فروشنده میگه که: "یه کاندوم می‌خواستم، راستش رو بخوای دارم با دوست دخترم واسه شام میرم بیرون، شاید یه موقعیتی پیش بیاد که بتونم یه کم باهاش حال کنم!" فروشنده کاندوم رو بهش میده و پسره میره بیرون اما هنوز از در داروخانه بیرون نرفته که برمیگرده و دوباره میگه: "اگه میشه یه کاندوم دیگه هم بهم بدید، آخه خواهر دوست دخترم هم خیلی ناز و خوشگله، همیشه وقتی که منو می‌بینه پاهاشو به طرز شهوت انگیزی باز می‌کنه، فکر کنم اگه خوش شانس باشم بتونم با اون هم یک حالی کنم!" فروشنده  کاندوم دوم رو بهش میده و پسره میره اما دوباره از در داروخانه بیرون نرفته که برمیگرده و میگه: "یه دونه کاندوم دیگه هم به من بدید، آخه مامان دوست دخترم هم خیلی ناز و دل رباست و همیشه وقتی منو می‌بینه نگام میکنه و نخ میده، فکر کنم از من میخواد که یک کارایی بکنم!" موقع شام پسره سر میز نشسته در حالی که دوست دخترش سمت چپش هست، خواهر دوست دخترش سمت راستش و مادر دوست دخترش روبروش نشسته! در همین حال پدر دختره هم میاد سر میز شام و ناگهان پسره سرش رو میاره پایین و شروع می‌کنه به دعا کردن: "خداوندا...به این سفره برکت بده و به خاطر همه چیزهایی که به ما دادی ممنونیم!" چند دقیقه بعد پسره هم چنان داره دعا می‌کنه: "خدایا به خاطر لطف و محبتت س‍پاسگذاریم!" ده دقیقه میگذره و پسره همچنان سرش پایینه و داره به دعا کردن ادامه میده. دوست دخترش متعجب‌تر از بقیه ازش میپرسه که: "من نمی‌دونستم که تو این همه مذهبی هستی!" پسره جواب میده: "من هم نمی‌دونستم  که پدرت توی داروخانه کار می‌کنه!"

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

دلیل قانع‌کننده!

مرد میانسال وارد فروشگاه اتومبیل شد.  ب‌ام‌و آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود.  وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.  قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد.  وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود.  کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد.  چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت.  پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس.  سرعت به 160 کیلومتر در ساعت رسید.

مرد به اوج هیجان رسیده بود.  نگاهی به آینه انداخت.  دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است.  مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد.  لَختی اندیشید.  سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود.  به 180 رسید و سپس 200 را پشت سر گذاشت، از 220 گذشت و به 240 رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.

ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه می‌شود که در این سنّ و سال با این سرعت می‎رانم؟  باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می‌خواهد."  از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد.  اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد.  افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است.  امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم.  سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم.  اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌راندی، می‌گذارم بروی."

مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت، "می‌دونی، جناب سروان؛ سالها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد.  تصوّر کردم داری اونو برمی‌گردونی!"

افسر خندید و گفت، "روز خوبی داشته باشید، آقا!" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

دکتر شريعتي

 کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت!... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان  مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم و تازه فهميدم که خيلي اوقات آدم از آن دسته چيزهاي بد ديگران ابراز انزجار مي کند که در خودش وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط رضا منفرد  | 

ازدواج و نتيجه گيري اخلاقي

قبل از ازدواج بعد از ازدواج نتيجه گيري اخلاقي
خوابيدن تا لنگ ظهر بيدار شدن زودتر از خورشيد سحر خيز شدن
رفتن به سفر بي اجازه رفتن به حياط با اجازه معتبر شدن
خوردن بهترين غذاها بي منت خوردن غذا هاي سوخته با منت تقويت معده
استراحت مطلق بي جر بحث كار كردن در شرايط سخت ورزيده شدن
ديدوبازديد از اماكن تفريحي سر زدن به فاميل خانوم صله رحم
... آموزش گيتار و سنتور و آموزش بچه داري و شستن ظرف همدردي با مرد ها
گرفتن پول تو جيبي از پاپا دادن كل حقوق به خانوم مستقل شدن
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط رضا منفرد  |